تبليغاتX
دختران گندم
این منم دختری که تنها یک بار توانست خودش را بکشد ...
اينبار ميخواهم برای تنوع مطلبی در ارتباط با تفاوتهای روحی دخترخانمها

     و آقا پسرها که در سايت <روزنه> خواندم . برايتان نقل کنم :

     * زمانی که يک دختر حرفی نمی زند : ميليونها فکر در سرش ميگذرد ...

     * وقتی بحث نمی کند : عميقا مشغول فکر کردن است ...

     * زمانی که يک دختر با چشمانی پر از سئوال به تو نگاه ميکند : يعنی

     نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهی بود ...

     * و زمانی که بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو ميگويد :خوبم :

     يعنی اصلا حال خوبی ندارد ...

     *وقتی به تو خيره ميشود :  شگفت زده شده که به چه دليل دروغ -

       می گوئی ...

     * زمانی که به تو ميگويد : دوستت دارد : يعنی واقعا دوستت دارد ...

     *دختر اعتراف ميکند که بدون تو نمی تواند زندگی کند :يعنی تصميم

      گرفته که تو تمام آينده اش باشی ...

      * و بالاخره دختر ميگويد : دلش برايت تنگ شده : يعنی هيچ کسی

       در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست ...

                اما ... اما ...  اما ...

      *آنزمان که يک پسر حرفی نمی زند : يعنی حرفی برای گفتن ندارد ...

      * وقتی بحث نمی کند : حال وحوصله بحث کردن ندارد ...

      * وقتی که پسر با چشمانی پر از سئوال به تو نگاه ميکند :  يعنی که

       واقعا گيج شده است ...

       * وپس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گويد : خوبم : يعنی

       واقعا حالش خوبه ...

       * زمانی که به تو خيره می شود : دو حالت دارد يا شگفت زده است

       يا عصبانی ...

       * و هر روز که به تو زنگ می زند : می خواهد توجه ترا جلب کرده و

       وابسته ات کند ...

       *زمانی که به تو می گويد : دوستت دارد :دفعه اولش نيست ( آخرش

       هم نخواهد بو د! )

       * پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند :  تصميم  

        گرفته تو را فقط برای يک هفته داشته باشد ...

       

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 15:42  توسط شیما  |